|
کتاب، فرهنگ، اسلام
به قلم سیدمهدی خاموشی
کتاب
مسلمانان از آغاز به
كتاب و نگارش توجه خاصی داشتند كه شاید كمتر بتوان چنین اشتیاقی را در میان امتها و
ملتهای دیگر سراغ گرفت.
چنان كه از لحظات
آغازین علنی شدن دعوت اسلام مسئله كتاب و نگارش (بهویژه نگارش وحی و آیات الهی)
مطرح شد و همزاد و دوشادوش تمدن اسلامی به پیش رفت.
مسلمانان به كتاب عشق
میورزیدند و كتاب معشوق آنان بود. تألیف، تدوین، حفظ و نگهداری آن نیز افتخار آنان
بود. اسلام دین خواندن، دین دانستن و به تعبیر رساتر دین كتاب است و كتاب یعنی علم،
و علم و معرفت از اركان اساسی دین مبین اسلام است. آموزشهای این آیین روشن ساخت كه
تعلیم و تعلم فریضهای است كه باید همه در آن شركت جویند.1 دعوت به
قرائت، اولین آیه نزول یافته بر پیامبر اكرم (صلیالله علیه و آله) است، و قرائت
وسیله علمآموزی و علماندوزی است.
از سوی دیگر دعوت به
قرائت بسته به نگارش و كتابت است و از ابزار نگارش، قلم [است] و قلم ابزار علم و
وسیله تعبیر افكار، احساسات و اندیشههاست. و بدینسان قلم نیز از شأنی عظیم
برخوردار بوده و از عظمت و جلالت آن همین بس كه خداوند سبحان در دومین سورهای كه
بر پیامبر عظیمالشان اسلام نازل فرموده نسبت به آن قسم یاد میكند:
«و سوگند به قلم و
آنچه نویسند»2
هدف اصلی از این سوگند
و دیگر سوگندهای قرآنی نسبت به واقعیات طبیعی و آفریدهها و مصنوعات عالم شهود و
ناسوت، تعظیم و تكریم آنها و نیز جلب توجه نوع بشر به مخلوقات برای پی بردن به خواص
و منافع مادی و معنوی پدیدههای جهان و در پی آن درك عظمت قدرت، علم و تدبیر خالق
انسان و جهان است.
ظهور اسلام نویددهنده
آغاز عصر جدیدی در تاریخ جهان و بهخصوص مشرق زمین بود. آموزش آیین و مذهب جدید
بیداری و ایجاد انگیزه و علاقه به یادگیری را باعث شد. چنانكه در آیات و سورههای
آغازین وحی این امر به خوبی مشهود بود.
اسلام علاوه بر طرح
مسائل و مباحث توحیدی، در تأكید بر آموزش و كسب علم، دستوراتی داشت تا نه تنها
پیروانش مذهب خود را بهتر بشناسند بلكه آموختههای خود را به دیگران نیز انتقال
دهند.
دعوت به تعقل و تفكر
در آیات متعدد قرآنی3 نیز در حقیقت دعوت به علم و دانش است، و علم بسته
به ایمان و همراه و همزاد آن. چنانكه خداوند سبحان از درجات اهل ایمان و علم
اینگونه تعبیر مینماید:
«... خداوند از میان
شما، مؤمنان و دانشیافتگان را به مرتبههایی بلند فرا برد»4
شكی نیست كه در پشت
پرده این بیداری، تعالیم پیامبر گرامی اسلام (صلیالله علیه و آله) نقش اصلی را بر
عهده داشت (اگرچه او خود خواندن و نوشتن نمیدانست.) درواقع قرآن، پیامبر (صلیالله
علیه و آله) را بهعنوان معلمی میداند كه پیام خداوند را به مردم تعلیم داده و
ابلاغ میكند، و خود نیز در عمل و گفتار، مشوق مسلمانان در امر آموختن و فراگیری
علم بود. چنانكه بعد از جنگ بدر هر كدام از اسیران كه توانایی پرداخت فدیه را
نداشتند در صورتی كه به ده تن از اطفال مدینه خط و سواد آموزش میدادند آزاد
میشدند.5
تكریم و بزرگداشت علم
و مقام و جایگاه عالم از جانب قرآن، پیامبر گرامی اسلام و بزرگان دین، مسلمانان را
از اقصی نقاط دارالاسلام به سوی علم و دانش سوق داد و از سرچشمههای معرفت بهرمند
ساخت و روزبه روز تألیفات آنان فزونی یافت. دایره تحقیقات، توسعه و گسترش یافت و
هر جا كه اسلام حاكمیت داشت، علم و ادب به سرعت پیشرفت كرد. در حقیقت در دوره
استحكام و استقرار فرهنگ و تمدن اسلام بود كه تألیف و تدوین شكوفا شد.
پیریزی علوم بدون
توجه به نگارش و كتابت تحقق نمییافت. این نگارش در حوزههای مختلفی از جمله تفسیر
آیات قرآن، نوشتن خصوصیات رفتاری و احوال شخصی پیامبر، خطبهها و احادیث ایشان،
نگارش اشعار، مدایح و مراثی شاعران در تأیید دین و رخدادهای آن و... همه اینها باعث
رواج فكر و اندیشه دینی و پیدایش فرهنگ نگارش و كتابت و در نتیجه پدیداری علومی
مانند تفسیر، فقه، حدیث، تاریخ و جز آن شد.
با ظهور دولت عباسی
نهضت ترجمه به یاری و حمایت از مؤلفین وارد عرصه شد و بهدنبال آن حوزه كتاب گسترش
یافت و حتی علومی را كه نزد امتهای غیر مسلمان اعم از یونانی، ایرانی، رومی، هندی
و... بود نیز شامل گردید. اندك زمانی از دوره مأمون نگذشته بود كه حركت و روند
تألیف به گونهای توسعه یافت كه همه علوم و فنون، آداب دینی و دنیوی را فرا گرفت.
كتاب عمومیت یافت و در تمام شهرها و بلاد اسلامی منتشر و پراكنده شد. كتابخانههای
عمومی و خصوصی گسترش یافت.
تولیدكنندگان و
فروشندگان كاغذ در سرتاسر حوزه اسلام به فعالیت پرداختند. نویسندگان، خطاطان و حتی
هنرمندان، همه را مفتون و شیفته هنرمندی خود ساخته بود. جمعآوری كتاب از اقصینقاط
جهان و حفظ و نگهداشت آن وسیله فخرفروشی و مباهات خلفا و عالمان بود. زمانی كه
اروپا در گرداب قرون وسطایی خود دست و پا میزد و از هر چه دانش و نوآوری علمی بود
بیزاری میجست، كشور اروپایی اندلس چونان ستارهای پرنور در جهان دانش میدرخشید،
بهگونهای كه در قرن چهارم هجری تنها در شهر قرطبه هفتاد كتابخانه عمومی وجود داشت
و كتابخانهای كه «عبدالرحمان دوم» در قرطبه تأسیس كرد و «حكم دوم» آن را كامل نمود
دارای بیش از چهارصد هزار كتاب بود كه تنها فهرست آنها به 44 جلد میرسید.
اینك با گذشت قرنها از
آن دوران پرشكوه و با عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی و علیرغم آن همه جنگها و
آتشسوزیها و... آنچه از كتب و آثار مكتوب گذشتگان به یادگار مانده است تعداد قابل
توجه و فراوانی است كه در كتابخانههای مختلف جهان گردآوری شدهاند و اگر امروز
كتابخانههای سراسر دنیا (فرانسه، آلمان، انگلیس، هلند، ایرلند، اسپانیا، روسیه
و...) به خود میبالند این افتخار و بالندگی در حقیقت به جهت وجود منابع كمیاب و
بینظیری است كه به یادگاری از مسلمانان در اختیار آنان قرار دارد. این میراث
شكوهمند در حقیقت امانتی است در نزد ما؛ و وظیفه ما در قبال این امانت:
1ـ احیا و نشر آن
همراه با تحقیقات استوار و متقن علمی
2ـ مطالعه و بررسی
عمیق و همهجانبه این آثار، تا از خلال آن به دریافت و فهم محتوای فكری، روحی، آداب
و سنن و بهطور كلی انسانیت تجسم یافته در فرهنگ و تمدن اسلام نائل شده و بدین
وسیله میراث این تمدن بزرگ را در كتابهایی كه دربردارنده علم، فكر و روح اصیل
اسلامی است، دوباره در میان مسلمانان و جوامع اسلامی به جریان اندازیم.
پیشینه كتاب وكتابت در اسلام
مفهوم كتاب در نزد
اعراب جاهلی و صدر اسلام یك مفهوم دینی بود كه مراد از آن وحی بود، و اهل كتاب نیز
یهود و نصاری بودند. در عرف مسلمانان مفهوم كتاب، قرآن كریم بود و سپس این نامگذاری
توسعه یافت و بر هر آنچه كه بهصورت مكتوب تدوین شده بود اعم از نامهها، رسالهها،
اسناد و مدارك، اوراق و برگهها و... نیز اطلاق شد. چنانكه نامههای پیامبر
اسلام(صلیالله علیه و آله) كه برای دعوت به اسلام به مناطق مختلف ارسال شد «كتب
الرسول» نامیده میشد و به تدریج این نامگذاری شیوع و گسترش یافت و شامل هر آنچه كه
مكتوب بود گردید.6
پیش از رسالت پیامبر
اكرم (صلیالله علیه و آله) خط و سواد در میان اعراب جاهلی رایج بود7
ولی میزان آن ناچیز تصور میشود و علت این امر نیز زندگانی صحرانشینی آنها بود. اما
بعضی از مردم حجاز (عربهای مقیم شمال و جنوب حجاز) كه مشهورترین آن اعراب مردم یمن
هستند، نوشتن را به واسطه اخلاق شهرنشینی و مسافرتهایی كه به شهرهای مختلف داشتند
فرا گرفتند8؛ گرچه میان عامه اعراب جاهلی نسبت به ادبیات شفاهی، قصه و
شعر دوستداران فراوانی وجود داشت.
كتاب و نگارش در
شهرهایی مانند مكه، یثرب و بهخصوص یمن ظهور یفت و دور از انتظار نیست كه كتاب به
معنای چیزی كه از چندین اوراق و صحیفه به وجود آمده در آنجا یافت شود. اما كتابهای
اولیه كه به دست ما رسیدهاند یا مورخان ذكری از آنان به میان آوردهاند متعلق به
قرن اول هجری است؛ مانند كتاب اخبارالیمن و اشعار و انساب كه درباره تاریخ حمیریین
است و مشتمل بر اسماء پادشاهان گذشته و بعضی از قصص و اخبار و وقایعی است كه در
دوره جاهلیت به وقوع پیوسته است. این كتاب متعلق به عبیده بن شریه الجرهمی (متوفی
70 ه. / 689 م) است كه به دستور معاویه به جهت تهیه گزارشی از اخبار گذشتگان و
پادشاهان عرب و عجم و سبب پراكندگی و اختلاف و تفاهم مردم هر شهر و لغات آنها، به
صنعا سفر كرد و پس از بازگشت مأمور تدوین آن شد. همچنین از كتاب دیگری متعلق به
وهببن منبه (متوفی 110 ه. / 828 م) به نام الملوك كه مشتمل بر اخبار جاهلیت و
پادشاهان یمن بوده نیز گزارش شده است.9
بعضی از اعراب ناحیه
شمال نیز به واسطه مهارت بسیار در علم انساب نسبت به آن اهتمام خاصی میورزیدند. به
صورتی كه به گزارش جاحظ در دوره جاهلیت و ابتدای ظهور اسلام چهارده نفر در زمین علم
انساب اقدام به تألیف كردهاند، كه از جمله این افراد به سطیحالذئبی (متوفی 52 ه.
/ 672 م.) و دغفل بن حنظله السدوسی (متوفی 70 ه. / 689 م.) اشاره میكند10.
کتاب ، فرهنگ ، اسلام ( بخش دوّم )
|